سالگرد عروجت مبارک داداشی

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

امروز ۲۳ سال از روزی که خبر شهادت داداشی رو شنیدیم

و فردا ۲۳ سال از روزی که به دل خاک سپردیمش می گذره …

متن زیر رو یکی از دوستانش در مراسم اولین سالگرد شهادتش خونده بود

امیدوارم که همواره در راهی که شهدا برامون تعریف کردن باشیم و بمونیم

—-

ولی تو ای دارای همه چیز!

هیچ چیز را به رضای خدا ترجیح ندادی

و به جای همه عنوانها و همه اسمهای دهن پرکن

عنوان زیبای شهید را به اسم قشنگت اضافه کردی

تویی که اسیر دنیا نشدی

 چه نجیبانه رفتی

چه سبکبال پرواز کردی

مثل کبوترهایی که ناگهان به پرواز درمی‌آیند

و مثل سوارانی که با شتاب می‌گذرند

چه کوتاه ماندی

 و چه زیاد خواهی ماند

ما همه میراث تو را تقسیم کردیم

یک جانماز خیس و یک مهر له شده از مال دنیا داشتی

اما نه

سبد سبد عشق را هم بین خودمان تقسیم کردیم

دسته دسته رضای خدا را به غنیمت گرفتیم

بسم الله ا لرحمن الرحیم

برزی جان سلام

فخرالدین عزیزم سلام

سلام بر تو که تلاش کردی گمنام بروی و هیچکس از حال تو خبردار نشود

و کسی از تو تعریف نکند تا مظلومیت شهدای گمنام را هم درک کرده باشی

تویی که زجرهای زیادی کشیدی

و آخر هم چشمهایت را دادی تا جان جانان را ببینی و به مقصد برسی

برزی جان یک سال پیش به ما خبر دادند و گفتند برزی هم پرکشید و رفت

ولی ما نمی‌توانستیم باور کنیم

مگر می‌شود بدون تو زندگی کرد و در هوایی که تو در آن تنفس نمی‌کنی، نفس کشید

برزی هم تمام شد

برای تو خیلی گریه کردیم

از این گریه یک ریز به هزار مصیبت فرار کردیم

اما باورمان شد تو هم رفتی

بدون خداحافظی درست و حسابی هم رفتی

اصلا این دفعه آخر حالت گرفته بود و خیلی در خودت بودی

انگار داشتی از همه چیز می‌بریدی

انگار دیگر به چیزی علاقه نداشتی

دیگر خنده‌ات را ندیدیم و در حسرت بوسه آخر ماندیم

انگار حرفی ناتمام در سینه داشتی

و برای بار آخر رفتی

آخرین اعزام تو چه زود گذشت و چه زود برگرشتی

تنها فرقی که با بسیجی‌های جبهه داشتی این بود که این دفعه پابرهنه بودی

باید هم کفشهایت را درمی‌آوردی

دستور خداست که در وادی مقدس پابرهنه وارد شوید

و تو که به سرزمین شهادت و شهدا قدم گذاشته بودی

اینجا هم مؤدب وارد شدی

و ما چقدر ساده بودیم که تو را دفن کردیم

و پیش خودمان گفتیم برزی هم رفت

و حتما طبق سنت طبیعت چند روز دیگر خاک سرد داغ دل غمزده ما را سرد می‌کند

و ما تو را فراموش می‌کنیم

ولی چه خوب که اشتباه می‌کردیم

و حال مجبوریم از خداحافظی پارسال عذرخواهی کنیم

و دومرتبه به تو ای روح پاک سلام کنیم

هر چند که یک روز هم نشد که با تو نباشیم

هر جا انگار تو را می‌دیدیم

هر حرفی که می‌شد یاد تو می‌افتادیم

و تو بیشتر از همه وقت با ما بودی

برزی جان از مزار تو گل سرخی روئیده که بوی عطر تو را می‌دهد

و این گل در سپیده‌های غریب زمستانی

آن هنگام که شهر دنیازده ما در خواب غفلت است

پیش از همه به سپیده سلام می‌کند

همانگونه که تو قبل از همه رسیدن سپیده صبح را جشن می‌گرفتی

و آن هم به طریقه خاص خودت که راز ونیاز بود

نمیدانم در آن بسیار خلوتهایی که با خدا داشتی

چه می‌گفتی و چه می‌شنیدی

اما می‌دانم که فخرالدین واقعی در آنجا متولد شد

و چه بسیار کم هستند آنان که برزی حقیقی را می‌شناختند

به راستی درباره تو چه باید گفت؟

و چگونه تو را توصیف کرد؟

چه صفتی از تو، تو را بهتر نمایان می‌سازد؟

نمازشب خوان عابد، پیر هفده ساله، عارف عاشق، طالب رضای حق، ناسک رزمنده؟

برزی جان!
همانگونه که در وصیت‌نامه‌ات پیش‌بینی کرده بودی

با رفتن تو کم کم درهای آسمان هم بسته شد

و دفتر و کتاب شهادت را جمع کردند

و آن اندک امیدی که داشتیم تا به تو ملحق شویم از بین رفت

چند سال پیش صدای زنگ کاروانی که شبهای مهتابی

از کوچه‌های تنگ شهر ما می‌گذشت و گل می‌خرید

از همه جا به گوش می‌‌رسید

انگار همه این حرفها و دعواها بهانه بود

تا این کاروان گلها را بخرد و ستاره‌ها را بچیند

ما دویدیم تا خودمان را برسانیم و تو جلوی ما بودی

و در این دویدن بود که تو بچگی را دور انداختی و بزرگ شدی

قلم و کاغذ را کنار گذاشتی و تفنگ دستت گرفتی

لباسهایت را درآوردی و لباس بسیجی تنت کردی

و آن وقتی که رسیدی انگار همه منتظر تو بودند

علفهای هرزی مثل ما ماندند

و تو که خوشبوتر از همه بودی پرواز کردی

ما اسیر دنیا بودیم و ادا درمی‌آوردیم

زنجیرها بر گردنمان بود و خودمان میخکوب بر زمین بودیم

هزارها آرزو و هزاران نقشه داشتیم

ولی تو

ولی تو ای دارای همه چیز!

هیچ چیز را به رضای خدا ترجیح ندادی

و به جای همه عنوانها و همه اسمهای دهن پرکن

عنوان زیبای شهید را به اسم قشنگت اضافه کردی

تویی که اسیر دنیا نشدی

 چه نجیبانه رفتی

چه سبکبال پرواز کردی

مثل کبوترهایی که ناگهان به پرواز درمی‌آیند

و مثل سوارانی که با شتاب می‌گذرند

چه کوتاه ماندی

 و چه زیاد خواهی ماند

ما همه میراث تو را تقسیم کردیم

یک جانماز خیس و یک مهر له شده از مال دنیا داشتی

اما نه

سبد سبد عشق را هم بین خودمان تقسیم کردیم

دسته دسته رضای خدا را به غنیمت گرفتیم

تابوت تو حامل جنازه نبود

محمل صفا بود

و چه باصفایی تو!

چه آن وقت که بین ما بودی

و بی ریا محبت می‌کردی

میوه‌ای که به دستت می‌رسید، پوست می‌کندی و به دهان ما می‌گذاشتی

و چه الان

که قبر ساده تو بی‌ریاتر از همه جاست

چه متواضع بودی که جرأت نمی‌کردیم از تو تعریف کنیم

نمی‌دانم چرا وصیت کردی که از تو نگوئیم

بلکه از راهت بگوئیم

ما که بین این دو فرقی نمی‌گذاریم

تویی که در راه خدا که راه تو بود فدا شدی

آیا با این راه یکی نیستی؟

و آیا صحبت از تو همان صحبت از راه خدا نیست؟

و آیا تویی که خود را در کوه آتش عشق خدا به آتش کشیدی

نمی‌توانی راهگشای کوردلانی مثل ما باشی؟

برزی جان!

خیلی ممنونیم که ما را فراموش نکردی

و شفاعت ما را کردی

تا از گناهان و از جاذبه‌های دنیا ببریم

و از تو درس بگیریم

که چطور خداجو باشیم

ما همیشه با تو هستیم

صبح‌ها که اذان می‌گویند ما صدای اذان تو را می‌شنویم

که از روی کوههای برفی و یخ زده غرب کشور که سنگ از سرما می‌ترکد

شهر و دیار ما را پر می‌کند

و چه تو باشی و چه نباشی

صدای تو در کوچه‌های شهر ما خواهد پیچید

و منادی عشق و جهاد خواهد شد

تو دیگر جزئی از این کوهها شده‌ای

اورکتت را روی شانه‌ات انداخته‌ای

پای راستت را جلو برده‌ای و دستهایت را روی گوشهایت گذاشته‌ای

و از ته دل حی علی الفلاح و حی علی خیر العمل را مویه می‌کنی

و حتما شهیدان آن گونه که شهید احمدیزاده همراه اذان تو گریه کرد

به همراه تو گریه می‌کنند

و ما چقدر دلمان می‌خواست در آن نماز جماعت شرکت کنیم

برزی جان!

همانگونه که ما تو را فراموش نکردیم

تو هم ما را فراموش نکن

حالا بعد از گذشت یک سال تصمیم گرفتیم

که هیچ وقت دیگر با تو خداحافظی نکنیم و همیشه پیش تو باشیم

یادت گرامی و روحت شاد

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.
1 پاسخ
  1. فرمانده معبر
    فرمانده معبر میگه:

    سلام همسنگر
    خداقوت
    امام خامنه ای(مدظله العالی):
    مبادا کسانی تصور کنند که دوره ی سخن گفتن از شهدا وسربازان فداکاروزحمت کشان میدان نبرد؟،سپری شده است.
    معبر سایبری بیت الشهدا درپی عمل به منویات امام خامنه ای(مئظله العالی)در نظر دارد از بین رهروان شهدا نویسنده افتخاری جذب نمایید تا پیام شهدا رو به پشت جبهه منتقل نماید.
    شما همسنگر گرامی در صورت تمایل به همکاری با معبردر قالب نویسندگی معبر-آدرس وبلاگ،ایمیل ونام محل سکونت خودتان (همراه با رمز یا زهرا(س)) رو به یکی از دو طریق ذیل برای ما ارسال نمایید.
    ۱-ارسال به شماره همراه۰۹۱۹۴۵۳۳۸۱۰
    ۲-ارسال به پست الکترونیک معبر به آدرس:beytoshohada@yahoo.com
    فرمانده معبر
    یازهرا(س)

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *